مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
مقدمه و فهرست 58
طب اكبرى ( فارسى )
[ 937 ] تنبيه : در آفات مرى ، بايد دوا را به تدريج تشرب كرد درحالىكه بر پشت خوابيدهاند . [ 938 ] دوم : آفتى در جگر يا طحال افتد و خون از آنجا در معده ريزد . [ 939 ] فايده : دفع خون جگر ، يا به بول است يا قىء و يا اسهال ؛ اما در شش نفوذ نمىكند . [ 940 ] تنبيه : قىء الدم به سبب سقطه يا ضربهء سينه ، حاكى از تشقق عروق مرى است . [ 941 ] فصل بيستم : در جمود و بسته شدن خون و شير در معده و امعاء [ 942 ] فصل بيست و يكم : در فواق ؛ يعنى سكسكه كه بهحسب سبب بر هشت قسم است . [ 943 ] اول : از خلطى حار يا حريف يا دواى حادّ الكيفيه و تلاش معده در دفع آن . [ 944 ] دوم : از احتباس رياح در فم معده يا طبقات آن يا مرى و تلاش معده در دفع آن . [ 945 ] سوم : از كثرت رطوبت معده و در نتيجه تلاش معده در دفع آن . [ 946 ] چهارم : از خوردن غذاى كثير غليظ و تلاش معده در دفع آن . [ 947 ] پنجم : از سوء مزاج سرد معده . [ 948 ] ششم : از اورام جگر . [ 949 ] هفتم : از آماس معده . [ 950 ] ذكر ادويهء مفردهء مفيد براى فواق . [ 951 ] فصل بيست و دوم : در انقلاب المعده ؛ يعنى هرچه خورده شود بعد از هضم شدنش قىء شود . [ 952 ] فرق بين اين مرض و ايلاوس . [ 953 ] فصل بيست و سوم : در قلق و كرب معده كه اضطراب در معده و احيانا با دل به هم خوردگى است . و بر دو قسم است . [ 954 ] اول : از تولد مادهء گرم صفراوى در معده يا ريزش آن از جگر . [ 955 ] دوم : از تولد مادهء سرد متكيّف به كيفيت رديه ؛ چون حموضت ، بورقيت و عفونت . [ 956 ] فصل بيست و چهارم : در اختلاج معده ؛ يعنى حركتى چون طپش كه در معده افتد . كه از خلط سرد يا گرم معده يا جگر و يا از كرم روده باشد . [ 957 ] فصل بيست و پنجم : در وجع الفؤاد ؛ كه درد قوى در فم معده است . [ 958 ] فصل بيست و ششم : در حرقت معده ؛ كه از ترش شدن غذاى غليظ يا خلط رطوبى خام در فم معده و يا ريزش مادهء سوداوى لذّاع زياد از طحال بر آن است . [ 959 ] فصل بيست و هفتم : در حكاك و دغدغهء معده ؛ كه از ريزش خلط حريف لذّاع يا بثورات خرد سطح داخلى معده است . [ 960 ] فصل بيست و هشتم : در استرخاء معده و تهلهل نسج آن ؛ كه بر دو قسم است . [ 961 ] اول : استرخاء معده از فضول رطوبى كه يا در نفس معده افتد و يا در رباطهاى آن . [ 962 ] دوم : تهلهل نسج معده كه بيمارى بسيار بدى است و صعب العلاج است و به سبب سوء تدبير مفرط يا دردهاى زياد يا تعب و محنت شديد از قىء يا اسهال شديد ايجاد مىشود .